آموزش منحصر بهفرد برای ایجاد انگیزه در کودکان توسط والدین
در جهان امروز تحقیقات گستردهای در زمینهی هوش و انگیزه کودکان صورت گرفته و میگیرد. به این ترتیب دانستههای ما از نتایج به دست آمده روز به روز بیشتر خواهد شد. روانشناسان، صاحبنظران علم ژنتیک و متخصصین اعصاب در تکاپوی کسب اطلاعات بیشتری در زمینهی ساختمان مولکولی مغز هستند تا پی ببرند که در زمان رشد و پرورش کودک، چه تغییراتی در مغز او به وجود میآید.
اینک دلایلی در اختیار ماست که بهترین زمان برای تحریک انگیزه در کودک و آموزش دانستنیهای گوناگون، شش سال آغازین زندگی اوست. گاهی برخی اطلاعات آنچنان در آموزشهای اولیهی کودکان توسط پدر و مادر مؤثرند که میتوانند در کوتاهترین مدت استعداد و انگیزههای اساسی فرزندشان را وسعت دهند و عشق و علاقه، در بهدست آوردن علم و دانش را در دورههای بعدی زندگی کودک ایجاد کند.
شما والدین گرامی اصلیترین آموزگاری هستید که فرزندتان به هیچ عنوان مانندش را در دوران زندگیاش نخواهد دید. شما تنها کسانی هستید که میتوانید استعدادها و انگیزه کودکتان را هر طور که بخواهید شکل دهید و او را تنها با کمک به تواناییهایش و با انتخاب وسایلی بهتر در زمان مناسب، آموزش دهید.
در زیر نمونههایی از این آموزشها را مرور میکنیم.
در یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی، خانوادهای جشن تولد کوچکی را برای دختر چهار سالهشان، با حضور تعدادی از دوستان کودک برگزار کرده بودند. نزدیک پایان جشن، مادر برای آوردن بستنی باید جمع کودکان را ترک میکرد و به آشپزخانه میرفت. بعد از مدت کوتاهی مادر فهمید که صدایی از بازی و هیاهوی آنها به گوش نمیرسد و سکوت مبهمی خانه را فرا گرفته است؛ با دلهرهی بسیار به سمت اتاق کودک رفته و از لای در نگاهی به جمع آنها انداخت. در کمال حیرت دید که یکی از کودکان کتاب کوچکی را از قفسهی کتابهای دخترش برداشته و مطالب آن را برای بچههای دیگر میخواند.
فردای روز مهمانی، مادر کودک میزبان، با مادر آن دختر تماس گرفت و ماجرا را برای او شرح داد؛ مادر دخترک جواب داد: «بله، میدونم. “مریم” تابستون پارسال خوندن و نوشتن رو یاد گرفت. حالا میتونه هر کتابی که دستش برسه رو به راحتی بخونه.»
در اصفهان، دختر لاغر اندام سه ساله و نیمهای به نام “شکوفه” کتاب سال سوم را برای پدرش که یک جراح بود، خواند. زمانی که این دختر به دنیا میآمد، مغزش دچار آسیب شده بود و نمیتوانست بنشیند یا راه برود. پزشکان و متخصصان بسیاری این گفته را تأیید کرده بودند که او دچار عقبماندگی مغزی است؛ اما “شکوفه” با آنکه حدوداً چهل و پنج ماه از زندگیاش میگذرد، میتواند کتابهایی را که بیش از هزار کلمه در آن گنجانده شده را بخواند.
مادر هیچ کدام از این دو دختر آنها را نابغه به دنیا نیاورده؛ اما چون کسانی بودند (خانواده) که به آنها عشق بورزند پس با آموزشهای نوین رشد مغزی قبل از دبستان و انتقال آنها به فرزندشان، مسبب انگیزه شدند تا کودکانشان از دیگر همسن و سالان خود بیشتر بیاموزند. چون آموزگاران آنها استعداد . انگیزهشان را زودتر از حد معمول رشد داده بودند.
ایجاد انگیزه در کودکان توسط والدین
تحقیقات علمی انگیزه به آموختن قبل از دوران مدرسه را تأیید میکند.
امروزه معلمین و روانشناسان در پی راهی هستند تا نبود آموزش در شش سال اولیهی زندگی کودک را جبران نمایند. چون این کودکان در سالهای پیش از دبستان از محرکهای لازم محروم بودند، انگیزه و تواناییشان در آموختن به سکون رسیده است. تمامی متخصصین، انگیزههای اولیه در سالهای ابتدایی زندگی را بهترین روش برای بالا بردن انگیزه و استعداد کودکان میدانند.
برخی از والدینِ با تحصیلات عالی هم این مطلب را کاملاً درک کردهاند که کودکشان تحت تأثیر آموزشهای آنها کتابهای سال اول یا حتی بالاتر را پیش از آنکه پا به آن مرحله بگذارند، میآموزند. نتایجی که از تحقیقات به عمل آمده در دست است را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
- ما توانایی و انگیزه یادگیری کودکان را دست کم میگیریم.
- این امکان هست که با عوض کردن راههای آموزش و پرورش کودکان، میزان انگیزه و استعداد آنها را ارتقاء داد.
انگیزه یادگیری و آموزش پیش از رسیدن به دوران دبستان به این معنی است که ظرفیت و توانایی آموزش کودکتان را کاملاً درک کنید و خواستههای مغز او که در حال رشد است را بفهمید. او را راضی کنید تا هر آنچه که دوست دارد را یاد بگیرد. قصد شما این نیست که تمام مغزش را از دانستهها پر کنید و از او یک فیلسوف بسازید، همان طور که نمیخواهید با دادن انواع ویتامینها از او یک موجود عظیمالجثه بسازید.
این امکان هست که پدرها و مادرها از اینکه فرزندشان کارهایی که مورد پسند آنهاست را انجام نمیدهد، ناراحت شوند و دست بر دست بکوبند و کودک را با اصرار وادار به انجام آن نمایند. مثلاً کودک بر خلاف نظر پدر و مادر کسی را هل میدهد، چیزی را پاره میکند و …
در این زمینه هم دکتر ژوزف مک. هانت استاد روانشناسی دانشگاه الینویز میگوید: «سد شدن در برابر خواستههای کودک، بین نه تا هجده ماهگی، امکان لطمه به رشد فکری او را بالا میبرد و این تا جایی ادامه مییابد که استعداد نهایی او را کاهش میدهد.»
بیشتر ناظرینی که برنامههای تحقیقاتی آموزشی شش سال اول زندگی را بررسی کردهاند، انگیزه و نشاط کودکان آموزش دیده را مورد تحسین قرار دادند. نظارتها و بررسیهای موشکافانه نیز هیچ بازتاب منفی در اوضاع عمومی کودکان از قبیل سلامتی، دید چشم و … را گزارش نداده است.
در یکی از تحقیقاتی که توسط دکتر دولورس دورکین استاد تعلیم و تربیت دانشگاه الینویز بر روی کودکان با انگیزه و آموزش دیده، قبل از ورود به دبستان انجام شده، نتیجهای به این شرح حاصل گردید که اکثریت این کودکان از طبقات متوسط یا حتی پایینتر از متوسط هستند.
در جهت مخالف نظریات برخی از خانوادههای تحصیلکرده و مرفه که معتقدند کودک را برای آموزش باید به دست مربی سپرد و پدر و مادر نباید در تربیت و ایجاد انگیزه او دخالتی داشته باشند، خانوادههایی هستند که اینگونه رفتار نمیکنند و از نظریهی ضرورت کمک به کودکان در سن پیش از دبستان هم اطلاعی ندارند و با ذوق و شوقی وصفنشدنی به سؤالات فرزندشان پاسخ میدهند.
این خانوادهها به کشش و قدرت یادگیری فرزندشان پیش از ورود به دبستان، ایمان دارند و آن را با تمام وجود حمایت و تقویت میکنند.
مثلا کودک چهار ماههتان را در نظر بگیرید که در حال یادگیری چرخش از روی شکم به پشت است. او برای انجام این کار سعی میکند خود را بالا ببرد و دوباره به پشت برگردد. انگیزه و تلاشی که کودک شما برای این کار انجام میدهد، از تلاش یک دونده در مسافت چهار مایلی بیشتر است. این کودک اگر یکبار به پشت برگشت، به طور معمول شروع به گریه میکند تا او را به حالت اولیه باز گردانند تا کارش را دوباره از سر بگیرد.
اگر وسیلهای مثل جغجغه، عروسک یا هر اسباببازی دیگری را در اختیار او قرار دهید، این امکان هست که برای چند لحظه آرام شود، اما بعد از چند دقیقه تلاش خود را برای چرخیدن دوباره آغاز کرده و اسباببازیها را رها میکند. او میخواهد خودش یاد بگیرد که از چه راهی و چگونه به پشت برگردد.
شما همین روند را زمانی که خودِ کودک برای اولین بار تمام تلاشش را انجام میدهد تا خود را سر پا نگاه دارد، میتوانید آشکارا مشاهده کنید. او بسیار بیشتر از یک وزنهبردار زیر لب نجوا میکند، سعی میکند و ادا در میآورد.
بعد از آنکه موفق به ایستادن شد، حال نمیداند که چگونه بنشیند و به همین علت است که گریه میکند و فریاد میکشد. شما هم او را روی زمین مینشانید و وسایل بازیاش را به دستش میدهید تا مشغول بازی شود، اما او تمام اینها را رها میکند و تلاشش برای ایستادن را از سر میگیرد. او میخواهد یاد بگیرد که از چه راه و چطور میتواند به تنهایی سر پا بایستد.
کودکان سه و چهار سالهی در حال آموزش قبل از دوران دبستان، همه از بازیِ تقلید لذت میبرند و تمام عشقشان این است که وانمود کنند بزرگ شدهاند؛ اما کمتر پیش میآید که این بازی را در لیست بازیهای روزانهی خود قرار دهند. این کودکان سعیشان تقلید از کار بزرگترهاست، مثل ظرف شستن، بغل کردن طفل شیرخوار، پزشکی، پرستاری، آتشنشانی، معلمی و پلیس.
اگر شما فقط یک روز کودکتان را کاملاً زیر نظر بگیرید، دیگر از کنار سؤالهایی که میپرسد، ساده نخواهید گذشت؛ چون میفهمید که چه چیزی باعث شادی بیشتر او میشود، چه چیزی تمرکز او را بیشتر میکند و چه چیزی باعث انگیزه بیشتر او خواهد شد.
اگر کارهایی که یک کودک، قبل از ورود به دوران دبستان انجام میدهد را بازی به حساب بیاورید، او هرگز شما را نخواهد بخشید؛ چون احساس میکند که به او اهانت کردهاید. این احساس چنان لطمهای به روند رشد کودک وارد میکند که کودک را از کسب تجربیات در حال تلاشش محروم میسازد. این راه و روش در سالیان پیش، نتایج بسیار بدی را از خود به جای گذاشته که از اصلیترین آنها میتوان نمونهی زیر را نام برد:
ر
اصلیترین دلیلی که باعث تحقیقات در زمینهی انگیزه و آموزش شش سال اول زندگی شده، آمار بسیار بالا در مشکل آموزشی کودکان پنج تا شش سال در مناطق محروم از آموزش است. بیشتر این کودکان با کندی یادگیری در تحصیلات پنجه در پنجه میشوند و منتظر فرصتی میمانند تا مدرسه را رها کنند. آنها خارج از مدرسه نیز در کارهایشان طعم موفقیت را نمیچشند.
اگر شما به فرزندتان عشق بورزید، آشکار است که برای او زمان زیادی صرف میکنید و کارهای بسیاری را برای رشد و شکوفایی او به صورت ذاتی و بدون آموزش انجام خواهید داد. این در صورتی است که شما از سعی و کوششی که برای رشد فرزند دلبندتان انجام میدهید آگاه نیستید.
پدرها و مادرهای کودکان محروم از تربیت، یا کسانی هستند که پیوسته با مسائل اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند یا خود را بیش از اندازه مشغول کارهای روزمره کردهاند و یا از وظیفهای که به عنوان پدر و مادر بر دوش آنها گذاشته شده، بیاطلاع هستند. حاصل این سستی و کمکاری پدرها و مادرها در مهدهای کودک، کودکستانها و کلاسهای درسی دبستان به خوبی قابل دیدن است.
پدرها و مادرهای خوب و نکتهسنج به کودکانشان چه هدیهای میدهند که یک کودک محروم از آموزش از آن بینصیب است؟
«شانس رشد و انگیزه در شروع دوران طفولیت»
کودک در همان شش سال اول زندگیاش با کمک گرفتن از حواس پنجگانه، شروع به شناختن دنیای پیرامون خود میکند. دنیایی سراسر بازی، اسباببازی و وسایل مختلف دیگر؛ او با لمس کردن و گرفتن آنها ادراک خود را برای رشد تحریک میکند. ارتباط با اعضای بالغ در زمان خوردن غذا یا در زمان بازی و در کل اتفاقاتی که در طول روز رخ میدهد، همگی از نوع تحریکهای رشد ادراک میباشد.
میخواهم توجه شما را به یک نکتهی بسیار مهم جلب کنم: کودکانی که از انگیزههای اولیه محروم بودهاند، جواب سؤالهایشان را با کلمههای یک بخشی “نه” و “بله” دریافت کردهاند. به آنها فرصت داده نشده تا فکر کنند و یا به عبارتی بهتر، به سؤالات این کودکان جوابی داده نشده است.
با ابراز تأسف باید بگویم پدرها و مادرهایی که از صمیم قلب به انگیزه و پرورش فکری دلبندان خود علاقهمندند و تعدادشان هم از میلیونها نفر بیشتر است، اصلاً توجهی به انگیزه و استعدادهای کودکانشان نکرده و فرصتهای بیشماری را از کف دادهاند. این عمل را میتوان در دو جمله اینگونه تفسیر کرد:
کودک گرسنهی شما غذا در اختیار دارد، اما این غذا دارای هیچگونه ویتامین، پروتئین و کالری نیست.
امروزه دریافتهایم که پیروز شدن بر نبود تحریکهای اولیه در سالهای پیش از دبستان چقدر سخت و سنگین است.
گاهی هم به نظرهای دیگری برمیخوریم که متخصصان روی آنها تأکید دارند به نظر آنها پدر و مادر در هر سنی که قرار داشته باشند، در انگیزه و رشد هوش فرزندشان مؤثرند. اما تأثیرگذارترین دورهی انگیزه و پرورش فکر کودکان، سه سال ابتدای زندگی آنهاست و مهمترین سال هم بین این سه سال، دومین سال است.
کاملاً روشن است که اگر کمک و همکاری دو طرف از والدین ـ یعنی هم پدر و هم مادر ـ نباشد، هیچ راهکار موفق دیگری برای انگیزه و هوش کودک وجود ندارد. اکثر کودکان مایل نیستند که بدون مادرشان از خانه بیرون بروند.
با اینکه کودکان در مهد یا کودکستانها بیش از 20 ساعت در هفته، خارج از خانه و در اختیار مربیان هستند، باز همان وابستگی و کشش را نسبت به والدین خود دارند. محیط خانه و پدر و مادر آنقدر کودک را به سمت خود جذب میکنند که بدون نفوذ و همکاری آنها، آموزش کودکان در شش سال اول زندگی ممکن نیست.
حالا میدانیم که پدرها و مادرهای آگاه و نکتهسنج با راههای شگفتآور و شورانگیزی که انتخاب میکنند، تا چه میزان میتوانند در رشد استعداد و هوش کودک مؤثر باشند و به کودک این پیام را برسانند که میزان استعدادش تا چه اندازه بالاست. در واقع وجود راههای تحریککننده، بدون در نظر گرفتن هوش ذاتی کودک برای رشد، شکوفایی، زیرکی، هوش و استعداد او کاملاً ضروری است.
یکی از اساتید برجستهی دانشگاه شیکاگو بر اساس منابع تحقیقیِ به دست آوردهاش میگوید: «من هرگز به فردی که قابلیتهای چشمگیر یا استعداد فوقالعادهای داشته باشد، برنخوردهام که تحریکهای اولیه، قسمت عمدهی پرورش هوش او را به عهده نگرفته باشد.»
هماهنگی مداوم در طول زمان، وسعت در تحریکهای انجام شده رشد و پرورش به موقع باعث به وجود آمدن قابلیتهای فوقالعاده در فرد میشود و در زمان بلوغ ثابت میکند که اگر تحریک فکر و استعداد، شرط کافی برای کسب قابلیتهای خاص و فوقالعاده نباشد، اما یکی از شروط ضروری آن است.
به گفتهی یکی از متخصصین تعلیم و تربیت، در جوامع امروزی بسیاری از کودکان دارای پتانسیل بالای هوش و استعداد، چون انگیزههای شش سال اولیه در موردشان انجام نگرفته، به احتمال بسیار زیاد استعداشان را از دست خواهند داد.
شما به عنوان پدر و مادر باید با ایجاد محیطی مناسب برای آموزش، به کودکتان شانسی برای رشد هوش و استعدادش هدیه کنید؛ و این را هم بدانید که ثبتنام کودک سه ـ چهار سالهی شما در یک مهد کودک ممتاز یا پیشرفته باز هم قدرت این را ندارد که خلأ محیط مساعد خانه را پر کند.
این خواسته این نیست که خانه را برای آموزش به مدرسه تبدیل کنید یا اینکه به جای لالایی برای کودکتان الفبا بخوانید و این تصور را هم از ذهن دور کنید که اعداد و ارقام را در ذهن چهار سالهی او حکاکی کنید یا او را مجبور کنید تا در مهمانی شما چیزی را برایتان از حفظ بخواند.
در این شک نکنید که کودکتان قدرت این را دارد تا باهوشتر، بااستعدادتر با انگیزهتر باشد. کودک شما در زمان آموختن آموزههای جدید، دورهای پر از نشاط، لذت و رضایت را سپری خواهد کرد؛ در ضمن کاری که شما برای او انجام میدهید، یک کار جانبی یا اضافه نیست، بلکه یک راه و شیوهی نوین و با انگیزه است تا بتوانید به کودکتان توجه کنید و رابطهی خود را با او تقویت نمایید.
